خلوت خیال

پروانة خیال به خالت، نشانده ام

تا ساحل نجاتِ تو خود را کشانده ام

ای ناجی تمامی افتادگان ز پا

بنگر چگونه دست به دستت، رسانده ام

 

با یاد عشق خوبِ تو صدها ستاره را

از آسمانِ دیده به دامن، فشانده ام

گل هایِ سرخ عاطفه را با نگاه تو

بر شاخه های خشکِ کلامم نشانده ام

 

محتاج یک تبسم از آن، شکرین لبم

با این امید تا به کنون زنده مانده ام

شب تا به صبح نم نم، بارانِ دیده را

بر باغ سبز آینة دل چکانده ام

 

با خلوت خیالِ تماشایی رخت

خود را ز دامِ بار گناهان، رهانده ام

ای مهربان ترین و صمیمی ترین بدان

با گرمی نگاه تو تنها نمانده ام

 

مهدی رمضانی متین

منبع

اللهم عجل لولیک الفرج