اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم
یا در بر ثامن الحجج باید گفت
هرجا که بود ذکر شریف صلوات
عجل لولیک الفرج باید گفت
سید هاشم وفایی
قصه شروع میشود از پشتبامها
از سنگها و هلهلهها، انتقامها
این داستان، ز بدر و احد آب میخورد
این کینهای ست کهنه شده در نیامها
چوبِ حراج بر تن یوسف زدند باز
بازار بردگان و شما و غلامها
این ارث مادریِ شما از مدینه است
یادت که هست فاطمه و احترامها...!
گفتند خارجی به شما، دردِ کعبِ نِی
افزونتر است یا اثر ِ این کلامها؟
دیدم که در زیارتِ ناحیه بر شما
مهدی مدام گریه کند صبح و شامها
آمد سر ِ پدر به ملاقاتِ طفل ِ خود
قِصه به سر رسید از این پشت به بامها
محمد رسولي
چه کوتاه است فاصله میان
بالا رفتن دست علی (ع) و بالا رفتن سر حسین (ع) ....
فاصله ای از ظهر غدیر تا ظهر عاشورا ...
نکند بشنود رباب!.....
از عمر اصغرش فقط چند روز بیشتر نمانده است
بار خدایا؛
منبع:http://foshtom.persianblog.ir
راه را باز نماييد ...محرم آمد
دم بگيريد که هنگامه ي ماتم آمد
دست بر سينه نهاده ...همه تعظيم کنيد
مادري دست به پهلو، کمري خم آمد
نوکران، سينه زنان، موي کنان، مويه کنيد
سر برهنه ز جنان حضرت خاتم آمد
امشبي را که شب درد دل با يار است
سفره ي دل بگشاييد محرم آمد
پيرهن مشکي ما حوله احرام عزاست
در حسينه ارباب خدا هم آمد
چشم ما گريه کنان وصل به چشم زهراست
زين سبب سلسله ي اشک منظم آمد
بر سياهي عزا ديده ي ما روشن شد
بزم دلداگي يار فراهم آمد
روز محشر که همه خلق خدا حيرانند
رتبه ي زائر ارباب مقدم آمد
قدر بال مگسي اشک بشويد دل ما
قطره ايي پاک تر از چشمه ي زمزم آمد
عرضه بر دوست کنم نوکري يک ساله
که همه عشق خدا صاحب پرچم آمد
فاطمه منتظر آمدن ما بوده
لشگر گريه کنان شه عالم آمد
قاسم نعمتی
گفت پیغمبر(ص) که بعد از من على (ع)
رهبر خلق و امام است و ولى
پس بخوانید اى قدح نوشان خم
آیه الیوم اکملت لکم . . .

عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟
چقدر ناله زنم آه ، کجایی آقا ؟
رمضان که نشد و این عرفه هم نشد و...
پس قرارا من و تو کی و کجا ای جانا
منتظرهات همه منتظر ماه حسین
انتظاری که گره خوده به این عاشورا

قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
شمع دل خاموش اگر شد پرتو افشانش کنید


درشب اول ذیحجه که هلال ماه با کرشمه خودنمایی می کرد
خورشید به خانه علی علیه السلام وارد شد
باد صبا همه را خبر رسانید که: زیور ببندید؛
نور با نور پیوست و جهان روشن شد.
درختان شکوفه های خود را بر زمینیان ارزانی داشتند.

ماهی ولی به چشم همه رو نمی شوی
عطری ولی روانه به هر سو نمی شوی
آهوی روسیاه و هوس ران رسیده است
یابن الرضا !تو ضامن آهو نمی شوی ؟
جایی نه گفته اند نه اینکه نوشته اند
آقای بندگان سیه رو نمی شوی
از کودکی به فکر تقاس مدینه ای
تو بی خیال قصه پهلو نمی شوی
باشد میان خون و رگت شور انتقام
راضی به گریه در غم بانو نمی شوی
سلطان سپرده دل به غضب های حیدری ات
ارثیه رضاست به تو قلب مادری ات
محمد حسین رحیمیان
ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)بر تمامی شیعیان تهنیت باد
تا که دل را آه سینه راهی قم می کند
با نگاهی بر ضریحت دست و پا گم می کند

غزل برای مدینه به وزن ماتم شد
ردیف شد غم قافیه داشتم غم شد
دوباره دست امیری طناب را حس کرد
و صادقانه بگویم علی مجسم شد
دوباره شهر غزل بوی سوختن می داد
شبیه حادثۀ کوچه! هم نشد، هم شد
نشد- زمان علی ناسزا نمی گفتند
اگر چه بی ادبی ها به اسم اعظم شد
و شد- به خاطر این که از آسمان مردی
«زمینه های زمین خوردنش فراهم شد»
حسین رستمی
اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت.
چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید
تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت.
به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم
یواشکی من و این چشم های مانده به راهت.
هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم
صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت.
چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت
نیامدی و شدم خود چه قصه گوی پر اهت.
چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت
چقدر همهمه دارد گدای این همه جاهت.
چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت
به وقت گفتن این شعر و یا رکاب سپاهت.
شکسته بال عروجم ز تیرهای معاصی
خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت.
تمام شهر و محل را سپرده ام که بگویند
به هر کجا که تو هستی خدا به پشت و پناهت..
دعاترین دعاها همین دعای نگار است
امان بده که بمیرم به پای بقیت الاهت.
منبع:http://mrvahid.blogfa.com
در ازدحام غریبی حبیب میگردی
شبیه مرهم زخم و طبیب میگردی
صدات میزنم و میرسی به فریادم
تجلّی همه ی " یا مجیب " میگردی
در آن زمان که پی یک قرار میگردم
تویی که سنگ صبور و شکیب میگردی
نبود باورم اصلا که تکسوار هستی
نبود باورم اصلا غریب میگردی
کنار فاطمه پنجشنبه کربلا زائر
شمیم دمدمه ی صبح سیب میگردی
غروب بغض گلویت تَرَک که بر دارد
شبیه ابر بهاری عجیب میگردی
حسین جدی العطشان ! به روی لب داری
که گرم روضه ی " شیب الخضیب " میگردی
توحید شالچیان
توفیق نصیبمان می کنی تا قرآن بر سر بگذاریم؛
از تو مسئلت میکنم لیاقتی عطا کنی تا بتوانیم :
قرآن را در دل بگذاریم .

بر گرفته از وبلاگ جملات زیبا گیله مرد
چيزي شبيه رايحه اي مي وزيد و رفت
شبها به شانه ؛ نان و رطب مي كشيد و رفت
افسوس قدر و منزلتش را نداشتند
تا درجوار كوثر خود آرميد و رفت
زهرا همان علي و علي نيز فاطمه است
شكر خدا فراق به پايان رسيد و رفت ...
ما که لبریز غم و غصه و آهیم هنوز
رمضان آمده و غرق گناهیم هنوز
رانده از عالم و آدم شده ایم آقا جان
بی کس و خسته و بی پشت و پناهیم هنوز
دستمان را تو گرفتی که بیاییم به راه
ولی افسوس که ما در ته چاهیم هنوز
ما خجالت زده ی لطف تو هستیم زیرا
آه...غفلت زده با روی سیاهیم هنوز
با همین روی سیاه و دل ناپاک اقا
به خداوند قسم چشم به راهیم هنوز
هرشب ماه مبارک بخدا گریه کن
روضه های شه بی یار و سپاهیم هنوز
مرده ایم و ز دم گرم تو جان میخواهیم
یک سفر - کرببلا- در رمضان میخواهیم
علیرضا خاکساری
بار خدایا؛
وسوسه های نفس نگذاشت، جانم در نهر رجب تطهیر شود؛
از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم؛
ترحم فرما و در دریای رحمت رمضانت مستقرم نما ...
منبع:وبلاگ مرجان سرخ
اللهم عجل لوليك الفرج
دارد حنای توبه و شرمی که داشتم
پیشت عزیز فاطمه بی رنگ می شود
آقا ببخش، بس که سرم گرم زندگیست
کمتر دلم برای شما تنگ می شود

منبع:
http://rezaghorbani7070.blogfa.comنمی دانم بگریم یا بخندم
به شادی دل ببندم یا نبندم
که صدها نیمه شعبان آمد و رفت
نیامد دلبر گیسو کمندم
منبع
http://rezaghorbani7070.blogfa.com
انگار بی تو نیست کسی، غرق انتظار
این جمعه هم گذشت و تو مثل همیشه باز
در انتظار خویش نشستی به انتظار

برگرفته از وبلاگ جملات زیبای گیله مرد

بهشت قطعه ای از تربت زمینت بود
و عرش آینه ای از دل یقینت بود
فرات کوفی ، ابوحمزه ثمالی ها
زیاد از این صلحا توی آستینت بود
صدای آیه ترتیل تو که می آمد
خدا هم عاشق اصوات دلنشینت بود
هزار رکعت هر شب نماز می خواندی
نماز یکسره مهمان شب نشینت بود
انبیاء به پیشانی تو بوسه زدند
چرا که نقش علی نقش بر جبینت بود
هزار دسته ملک در صف عبادت تو
گدای روز و شب زین العابدینت بود
همیشه خاطره عمه در دلت می سوخت
و عکس قافله در چشم نازنینت بود
در آن غروب که عمه اسیر اعدا شد
دل تو خون و شد و سجاده تو دریا شد
شاعر:رحمان نوازنی

اصلاً تو آفریده شدی محض دلبری
ای شاه كار دست خدا وه چه محشری
بالا بلند قد تو قامت قیامت و
شایسته شنیدن الله اكبری
تو یك طرف و هر چه سپاه است یك طرف
در یك كلام این كه ابالفضل حیدری
اوج غرور دشمنتان در غلاف شد
تا دست سوی قبضه شمشیر می بری
قصد نبرد با صف دشمن نداشتی
تا مثل آب خوردن از آنها سر آوری
ابرو گره نزن كه زمین لرزه می شود
در زیر پات، روی هم افتند لشگری
چشمت، خودش سپاه تنومند زینب است
روز سپاه كفر ز ترس شما شب است
شاعر:حسن کردی
آقا اجازه!
دست خودم نیست خسته ام،
در درس عشق، من صف آخر نشسته ام،
یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید؟
درس غریب "غیبت کبری" به سر رسید؟
آقا اجازه!
بغض گرفته گلویمان،
آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان،
استاد عشق!
صاحب عالم!
گل بهشت!
باید که مشق نام تورا تا ابد نوشت.
یک جمعه دیگر گذشت.
.jpg)
رفته قنداقه ات به عرش امشب
فطرس از مقدمت شده خوشحال
نخ قنداقه ات شفاي ملك
تو كجا و كجا ته گودال
***
من براي تولدت ارباب
دوست دارم كه پيرهن بخرم
تو هنوز هم بي كفن هستي؟
بايد امروز يك كفن بخرم
***
ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
شاعر : هانی امیر فرجی
طلوع ماه شعبان، ماه رسول خدا ( ص ) ، مطلع النور ماه آمادهسازی روح برای وارد شدن به ضیافت الله برعموم شعبانیان مبارکباد

فردا که هر کسی به شفیعی برد پناه
چشم تمام خلق به موسی بن جعفر است
اللهم عجل لوليك الفرج
طاقتم تاب شد و از تو نیامد خبری
جگرم آب شد و از تو نیامد خبری
عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری
شب جمعه شب آمرزش و مغفرت برای شادی همه ی در گذشتگان صلوات