آمدم جان عمو اشک فشان در بر تو

آمدم جان عمو اشک فشان در بر تو
تا کنم رفع عطش از دم جان پرور تو

مادرم کرده کفن پوش مرا جان عمو
خرمن زلف مرا شانه زده خواهر تو

پدرم نامه نوشته است که در کرببلا
جای او شهد شهادت خورم از ساغر تو

اذن جنگم بده ای یوسف زهرا که سرم
به سر نیزه شودچون سر سوداگر تو

اکبرت رفت از او فاطمه خواهد پرسید
که چه شد پور حسن همدم و همسنگر تو

شرح آن کوچه شنیدم که به زهرا چه گذشت
ای فدای رخ نیلی شده مادر تو

پدرم چشم براه است که بیند تن من
پاره پاره چو تن و فرق علی اکبر تو

صل الله علیک یا ابا عبدالله

راه را باز نماييد ...محرم آمد

دم بگيريد که هنگامه ي ماتم آمد

 

دست بر سينه نهاده ...همه تعظيم کنيد

مادري دست به پهلو، کمري خم آمد

 

نوکران، سينه زنان، موي کنان، مويه کنيد

سر برهنه ز جنان حضرت خاتم آمد

 

امشبي را که شب درد دل با يار است

سفره ي دل بگشاييد محرم آمد

 

پيرهن مشکي ما حوله احرام عزاست

در حسينه ارباب خدا هم آمد

 

چشم ما گريه کنان وصل به چشم زهراست

زين سبب سلسله ي اشک منظم آمد

 

بر سياهي عزا ديده ي ما روشن شد

بزم دلداگي يار فراهم آمد

 

روز محشر که همه خلق خدا حيرانند

رتبه ي زائر ارباب مقدم آمد

 

قدر بال مگسي اشک بشويد دل ما

قطره ايي پاک تر از چشمه ي زمزم آمد

 

عرضه بر دوست کنم نوکري يک ساله

که همه عشق خدا صاحب پرچم آمد

 

فاطمه منتظر آمدن ما بوده

لشگر گريه کنان شه عالم آمد

 

قاسم نعمتی

مرهم دل من محرم آمد...

كمتر بر اين غريب بدون كفن بزن

اين ضربه ي دوازدهم را به من بزن

 

هر آنچه داشت رفت دگر جستجو نكن

اينقدر اين شهيد مرا زير و رو نكن

 

قبول كن كه شبيه حصير افتادي

قبول كن ته گودال گير افتادي

 

مخواه تا كه سر من به گريه بند شود

بگو چكار كنم از تنت بلند شود

 

بگو چه كار كنم آب را صدا نزني

بگو چه كار كنم تا كه دست و پا نزني

 

بگو چكار كنم از تو دست بردارند

براي پيكر تو يك لباس بگذارند

 

بگو چكار كنم بيش از اين تكان نخوري

بگو چكار مكنم از سنان،سنان نخوري

 

بگو چكار كنم من؟ بگو چكار كنم؟

كنار شمر بمانم و يا فرار كنم؟

 

ميان گريه ي من اين سنان چه ميخندد

دهان باز تو را نيزه دار ميبندد

 

آهاي شمر عبا را كسي ربود برو

بيا النگوي من را بگير و زود برو

 

براي غارت پيراهنت بميرم من

چرا لباس ندارد تنت بميرم من

 

قرار نبود بيفتي و من نگاه كنم

و يا كه گريه به كوپال ذوالجناح كنم

 

مگر نبود مسلمان كه اينچنين زده اند

بلند مرتبه شاهِ مرا زمين زده اند

 

التماس دعا برای همه ی خوبان

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

حتما شما هم این مصرع زیبا را زیاد شنیده اید ولی بقیه شعر را نمی دانید و شاعر آن را نمی شناسید .

 این شعر از آقای دکتر محمود اکرامی فر هست . ایشون مجموعه شعری دارند به نام دریا تشنه است .

این سروده زیبا تقدیم به همه شیفتگان مولا علی ( ع ) . 

 

.... از بیابان بوی گندم مانده است

عشق روی دست مردم مانده است

 

آسمان بازیچه ی طوفان ماست

ابر نعش آه سرگردان ماست....

 

باز هم یک روز طوفان می شود

هر چه می خواهد خدا آن می شود

 

می روم افتان و خیزان تا غدیر

باده ها می نوشم از جوشن کبیر

 

آب زمزم در دل صحرا خوش است

باده نوشی از کف مولا خوش است

 

فاش می گویم که مولایم علیست

آفتاب صبح فردایم علیست

 

هر که در عشق علی گم می شود

 مثل گل محبوب مردم می شود 

 

تا علی گفتم زبان آتش گرفت

پیش چشمم آسمان آتش گرفت

.......

آسمان رقصید و بارانی شدیم

موج زد دریا و طوفانی شدیم

 

بغض چندین ساله ی ما باز شد

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

 

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد

عشق ما را باز هم شرمنده کرد

 

یا علی گفتیم و گلها وا شدند

عشق آمد قطره ها دریا شدند

 

یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم

مست از آن دستی که می دانی شدیم

 

یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت

کوفه در تزویر خود پایان گرفت

 

کوفه یعنی دستهای ناتنی

کوفه یعنی مردهای منحنی

 

کوفه یعنی مرد آری مرد نیست

یا اگر هم هست صاحب درد نیست

 

عده ای رندان بازاری شدند

عده ای رسوایی جاری شدند

 

آن همه دستی که در شب طی شدند 

ابن ملجم های پی در پی شدند........

 

از سکوت و گریه سرشارم علی

تا همیشه دوستت دارم علی

 

 

       - دکتر محمود اکرامی فر -

       کتاب: « دریا تشنه است »

منبع

عید ا... اکبر

گفت پیغمبر(ص) که بعد از من على (ع)

رهبر خلق و امام است و ولى

پس بخوانید اى قدح نوشان خم

                                              آیه الیوم اکملت لکم . . .


http://foshtom.persianblog.ir


عرغه روز بندگی

عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟

چقدر ناله زنم آه ، کجایی آقا ؟

رمضان که نشد و این عرفه هم نشد و...

پس قرارا من و تو کی و کجا ای جانا

منتظرهات همه منتظر ماه حسین

انتظاری که گره خوده به این عاشورا


http://www.ghasemiyoon.ir 

سومین خورشید خفته در بقیع

قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید

یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید

شمع دل خاموش اگر شد پرتو افشانش کنید

شعلۀ آهی بیارید و فروزانش کنید

یکــــ لحظہ خــــوبــــ محض ِ حضورتــــ نبوده ایمـ

آقـــا ببخش ! سنگِ صبورتــــ نبوده ایمـ

هر دم گذشتـــ سر بہ هواتر شدیم ما

آقا ببخش ! از تو جدا تر شدیم مــا

در جستجوی قلب ِ صبورتـــ نبوده ایمـ

فکر  دعا براے ظهورتـــ

نبوده ایمـ !

بر گرفته از" دل ِمن پیش نگاه تو امانت باشد"