سالروز وفات حضرت معصومه(س)

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام عليكِ يا أختَ وليِّ اللهِ السلام عليكِ يا عَمَّةَ وليِّ اللهِ السلام عليكِ يا بنتَ موسي بن جعفرٍ و رحمةُ اللهِ و بركاته


در انبوه عزادارانت
کبوتري خسته ام که نيمه دلم، در حرم رضا و نيم ديگر، زائر اخت الرضاست
منم، ذره اي ، گردي و غباري از خيل جمعيت عزادرانت
که روز پر کشيدنت را بهانه يادآوري رنج هاي سفر و زخم هايت کرده اند
منم، اين ناچيز به ميقات آمده 
به چه زباني بايد شفاعت کريمه اهل بيت را خواست که کريمان، نخواسته مي بخشند و نگفته مي دانند.ا
تمناي صله دارم

حسين اميري

 

انگار در اعماق نگاهش خبري بود

در شهر خودش بود و دلش در سفري بود

مي‌رفت دلت كوي به كو، خانه به خانه

جمعي به تو مشغول و تو فارغ ز ميانه

انگار کسي رو به خراسان به نماز است

با چادر سبزي که پر از عطر حجاز است

.

************************************


منبع: aa.hasanvand@yahoo.com

بانگ اللهم عجل تا به کی....

ای دل طوفانیم آرام باش
یک تپش با طبع من همگام باش


واژه هایم را پر از احساس کن
دیده را از اشک پر الماس کن


وا کن از پای قلم زنجیر را
بشکن این بغض شب دلگیر را


تا نویسم از چنین هنگامه ای
سوی آن صحرا نشسته نامه‌ای


کعبه آباد حجاز من توئی
مستحبات نماز من توئی


ای تو آرام دل هر بی شکیب
مستجاب آخرین امن یجیب

یادت ای قامت قیامت هر کجا
کرده غوغای قیامت را بپا


صبح جمعه رقص شور انگیز باد
حلقه زلف تو را آرد به یاد


چیست این دلشوره های بیکران
پشت کاشی های سبز جمکران


کشتی امید در گل تا به کی
بانگ اللهم عجل تا به کی


تا به کی از داغ هجران تو صبر
جلوه کن ای آفتاب پشت ابر


اشکهایم هر پگاه انتظار
گل کند در وعده گاه انتظار


کاروان سالار لختی صبر کن
یوسفی دارم به چاه انتظار


کی به دریای ظهورت می رسد
زورق این آبراه انتظار


بی تو در سرمای شب بی طاقتند
کودکان بی پناه انتظار


کاش مست چشم نازت می شدم
ریشه ای از جانمازت می شدم


کاش برگردی که باز آید بهار
کاش گردد دست بوست ذوالفقار


کاش یکدم میهمانت می شدم
نیمه‌ی شب روضه خوانت می شدم


کاش یک ساعت عنان گیرت شوم
یا جوان مرگ تو یا پیرت شوم


دادم از کف جمله صبر و تاب را
تا که بوسیدم کف سرداب را


بانگ هل من ناصر از کعبه برآر
کعبه را از این سیه پوشی در آر


ذوالفقار حیدری را تاب ده
کافران را بیم از مرداب ده


خیز و بر هم زن همه آرامشان
کام شیرین تلخ کن بر کامشان


محو کن فرعونیان نیل را
از فلسطین نقش اسرائیل را


کربلای دیگری آغاز کن
روزه صبر خدا را باز کن


کودک ششماهه را خوابی رسان
خیمه های تشنه را آبی رسان


اهل بیت عشق را دریاب زود
خیمه عباس مانده بی عمود

 منبع

پایی که نیست همره مـــولا شکسته باد

پایی که نیست همره مـــولا شکسته باد

دستی که نیست یاور آن شـاه بسته باد

تکمیل دیــن از او شد و نعمــت از تمـــام

عیــد غــدیر بر همه یـــــاران خجسته باد

منبع

اشعار عید غدیر

نقش انگشتر زهرا

روح ِ والاي تو از جنس خدا ميباشد

نفَس ِ سينه ي تو عقده گشا ميباشد

نخ ِ سجاده ي تو شهپر ِ جبرائيل است

چين ِ پيشانيِ تو قبله نما ميباشد

از تو ميخواست خدا تا كه بماني چندي

كه حساب تو در اين خانه جدا ميباشد

فارقيم از هوس ِ سِير ِ خيابانِ بهشت

خاكِ زير قدمت جنت ما ميباشد

سائلي آمده و از تو كرم ميخواهد

اي كه انگشتر تو فكر گدا ميباشد

 

دل ما را بشِكن گوهر اگر ميخواهي

سيّدي امر نما قنبر اگر ميخواهي

 

هم نشينت شرف و عزت موسا دارد

هم ركابت نفس حضرت عيسا دارد

هر كه گرديد گرفتار ِ خم ِ گيسويت

در گره باز نمودن يدِ طولا دارد

عرقي كه سر ِ پيشاني تو حلقه زده

پايِ هر نخل رطب قدرت دريا دارد

چاهِ آبي كه خودت وقفِ يتيمان كردي

هرچه دارد ز سرْ انگشت تو مولا دارد

بي سبب نيست كه با تيغ دو سر ميجنگي

 چون به يك قبضه تولا و تبرا دارد

 

نام تو زينت دنياست خدا ميداند

نقش انگشتر زهراست خدا ميداند

 

مِنّتِ زلف تو دارم كه گرفتارم كرد

گوهر مهر تو اينگونه خريدارم كرد

كافري بيش نبودم عَلَوي ام كردي

نفس عشق شما بود كه بيدارم كرد

كار و بار ِدلم از مِهر شما سكه شده

عاقبت عشق ، مرا شُهره ي بازارم كرد

تا قيامت به خدا گردن من حق دارد

آن كسي را كه سر كوي تو بيمارم كرد

سايه ي لطف خودت را ز سرم كم نكني

بركت سايه ي تو لايق دربارم كرد

 

كيميايي بنما تا زرّ نابم سازي

اربعيني بطلب تا كه شرابم سازي

 

اي علمدار خدا صاحب شمشير دو سر

اسدالله ترين اي زرهِ پيغمبر

هر كسي در پي آن است به جايي برسد

سر نهادن به كف پاي تو مارا خوشتر

يكي از پا به ركابان حريمت حمزه

گوشه اي از سَكَنات و وَجَناتت جعفر

ضربه اي را كه تو در غزوه ي احزاب زدي

از عبادات ملك،جن و بشر سنگين تر

كس جلودار تو اي حيدر كرار نبود

شاهد قدرت بازوي تو باب الخيبر

بي سبب نيست كه عباس زره ميپوشد

در دلِ علقمه ميگفت اناابن الحيدر

 

يل شمشير زن قطب جهان ميباشي

اسدالله زمين شير زمان ميباشي

 

قامتي نيست كه در پيش قدت تا نشود

ملكي نيست كه تا پيش قدت پا نشود

به خداوند قسم دور حريمت مريم

گر نيفتد ز نفس مادر عيسا نشود

زدي از كعبه برون تا كه بدانند همه

كعبه ي دل وسطِ كعبه ي گِل جا نشود

هر كسي قنبرتان را به تمسخر گيرد

به زميني تو بكوبيش دگر پا نشود

تا كه تو آب بر اين نخل رطب ميريزي

خار اين نخل محال است كه خرما نشود

من دخيل حرم شاهِ نجف ميباشم

هو مدد گر گره ي نوكريم وا نشود

 

هر كسي خادم دربار تو در عالم نيست

ميتوان گفت كه از سلسله ي آدم نيست


          علي اكبر لطيفيان

منبع

دلشکستگی امام زمان(علیه السلام)

مرحوم حاج محمد علامه(شاعر و مداح اهلبیت) از عالم ربانی حضرت حجه السلام والمسلمین سید حسن میر جهانی _که شاعر ومورخ بود و الان مزار او در کنارقبر مجلسی است_ نقل میکند  شبی متوسل شدم در خواب،از مادرم حضرت زهرا(سلام الله علیها)سوال کردم که:مادر جان! حال شما چطور است؟


حضرت در پاسخ احوال پرسی من سه خط شعر گفتند که دوبیت آن یادم نیست 

و یک بیت آن یادم ماند که آن را تا بیدار شدم یادداشت کردم آن بیت این بود:


دلی شکسته تر از من در آن  زمانه نبود

در این زمان، دل فرزند من شکسته تر است 


چه قدر دختر پیغمبر را آزردند که ایشان این طور ناراحت شدند؟


در هر مجلسی که دیدید بوی استجابت دعا می آید ، اول دعا کنید تا خدا غم و غصه

را از دل امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دور کند تا غم و غصه از دل ماهم بیرون برود.


الان قلب عالم امکان صاحب الزمان (عج)است اگر او مسرور باشد ما هم مسروریم و اگر او محزون باشد همه ما محزونیم.


تعجیل در ظهور حضرتش صلوات



(منبع کتاب قصص الشعرا)

میان هوس و نفس جنگ می شود

میان هوس و نفس جنگ می شود

دلم به چشم به هم زدنی سنگ می شود

آقا ببخش بس که دلم گرم زندگی است

کمتر دلم برای شما تنگ می شود

اللهم عجل لولیک الفرج

 

منبع

جمعه یعنی شوق،یعنی انتظار


جمعه یعنی شوق،یعنی انتظار

جمـعــه یعنـی طاق ابروی نـگار

جــمـعه یـعنـی یک غـروب غصه دار

جمعه یعنی مهدی چشم انتظار

جمـعه هــا بر ما دعا دارد حبیب

در قــنــوتش یاد ما دارد حبـیــب

ای خوش انروزی بـه دست دلـبـــــرم

ســـایه پـرچم بیفــتـد بــر سرم

اللهم عجل لولیک الفرج
 

خلوت خیال

خلوت خیال

پروانة خیال به خالت، نشانده ام

تا ساحل نجاتِ تو خود را کشانده ام

ای ناجی تمامی افتادگان ز پا

بنگر چگونه دست به دستت، رسانده ام

 

با یاد عشق خوبِ تو صدها ستاره را

از آسمانِ دیده به دامن، فشانده ام

گل هایِ سرخ عاطفه را با نگاه تو

بر شاخه های خشکِ کلامم نشانده ام

 

محتاج یک تبسم از آن، شکرین لبم

با این امید تا به کنون زنده مانده ام

شب تا به صبح نم نم، بارانِ دیده را

بر باغ سبز آینة دل چکانده ام

 

با خلوت خیالِ تماشایی رخت

خود را ز دامِ بار گناهان، رهانده ام

ای مهربان ترین و صمیمی ترین بدان

با گرمی نگاه تو تنها نمانده ام

 

مهدی رمضانی متین

منبع

اللهم عجل لولیک الفرج

روز و شب با شوق نگاهت گل نرگس

 

روز و شب با شوق نگاهت گل نرگس

منتظر هستم  سر راهت گل نرگس

 

اى تمام روح هستى، ای شکوه حق پرستی

از خدا چیزى نخواهم هر چه مى خواهم، تو هستى

 

روز و شب با شوق نگاهت گل نرگس

منتظر هستم سر راهت گل نرگس 

 

ای همه مهر امیدم، مهر تو با جان خریدم

دل به تو دادم اگر که، روى ماهت را ندیدم

 

روز و شب با شوق نگاهت گل نرگس

منتظر هستم سر راهت گل نرگس

 

زنده از روى تو هستم، بسته موى تو هستم

سر بلند عالمینم، سائل کوی تو هستم

 

منبع

متی ترانا و نراک

متی ترانا و نراک

طالب خون خدا متی ترانا و نراک
یابن مصباح الهدی متی ترانا و نراک

چه شود با تو کنم گریه سر قبر حسین
در مزار شهدا، متی ترانا و نراک


صبح جمعه ناله‌ام أین معزُّ الاولیاست
می‌زنم تو را صدا، متی ترانا و نراک

نیمه‌های دل شب کنار دیوار بقیع
دهم آهسته ندا، متی ترانا و نراک


میزند تو را صدا از سر نیزه‌ها هنوز
سر از بدن جدا، متی ترانا و نراک

چه شود ببینمت کنار بین الحرمین
سر و جان کنم فدا، متی ترانا و نراک


زخم قلب پسر فاطمه را مرهم نیست
بی ظهورت اَبدا، متی ترانا و نراک

چه شود از گل رویت بدهی یک صدقه
سر راهی به گدا، متی ترانا و نراک


چهره بگشا و ز آینۀ خونین دلم
زنگ محنت بزدا، متی ترانا و نراک
"" از خون خدا با تو سخن گفت بیا
پسر خون خدا، متی ترانا و نراک

منبع

نام تو شنیدن صلواتی دارد

هرکس که به کف از تو براتی دارد

فردا به خدا راه نجاتی دارد

پیوسته بود نام تو بر لب زیرا

نام تو شنیدن صلواتی دارد

 

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم صلوات

 

منبع

هر چند که خسته ایم از این حال نیا

هر چند که خسته ایم از این حال نیا

شرمنده اگر ندارد اشکال نیا

 

ما خط تمام نامه هامان کوفیست

آقای گلم زبان من لال  نیا

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

منبع

ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم

 

ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم

 از پرده دل راز نگهدار تو باشم 

 

دستم تهی ونیست کلافی به بساطم

 تابر سر بازار خریدار توباشم

 

یک عمر به دنبال امان بودم وصحت

 منت نه و بگذار که بیمار توباشم

 

 ای سایه لطفت همه جا روی سرمن

 بگذار که در سایه دیوار توباشم

 

 ای کاش شبی آیدودرجامع سهله

 با چشم دلم زائر رخسار توباشم

 

مجيد رجبي

 

منبع

 

چه كنم تا كه شبي لايق ديدار شوم

چه كنم تا كه شبي لايق ديدار شوم

بهر ديدار گل فاطمه بيدار شوم

 

همچو آن پير خراباتي و عاشق پيشه

چشم بيمار تو را بينم و بيمار شوم

 

همه ي ترس من اين است كه اي محرم راز

بروم باز از اينجا و گنه كار شوم

 

كاش مي شد به سويم نظري مي كردي

تا كه از خواب گنه يكسره بيدار شوم

 

عاشقان بي سر و سامان و گرفتار تواند

كاش از عشق تو من نيز گرفتار شوم

 

در بيابان گناه و هوس و بي كسي ام

كمكم كن كه دگر راهي گلزار شوم

 

منبع 

ابا صالح دلــــم سامان نـــدارد



ابا صالح دلــــم سامان نـــدارد

مگر هجر تــو را پايـــان نـــدارد


ابا صالـــح بيـــا دردم دوا کــن

مرا از ديدنـــت حاجــت روا کن


ابا صالح مـــرا با روسيــــاهی

به خود راهم بده با يک نگاهی


ابا صالح فقيــــرم من فقيـــرم

بده دستی که دامانت بگيـــرم

 

ابا صالح تو خوبی مـن بدم بــد

مرا از درگهــــت ردم مکــن رد


اباصالح چه خوش زيبنده باشد

کـه تو لعل لبت پر خنـده باشد


ابا صالح عزيـــــز آل ياسيـــــن

بیا در جمع ما یک لحظه بنشین

 

 

 

 

منبع

تسلیت شهادت مادر

 
 
نذر نام زهرا (س)
 
 
 
درون آیینه دیدم سکوت دریا را
 
غروب قاصد و آفتاب و صحرا را
 
 
کنار ساحل اگر ردپای خورشید است
 
شبی به آه شقایق بلا گرفت ما را
 
 
کمی شمایل دیوار و میخ و در بد بود
 
به خون نشست و به مشتی شکست دلها را
 
 
 
تمام هستی و هستش به نام فاطمه است
 
و مهربانترین سند است آل طاها را
 
 
 
بمیرد آنکه دلش نذر نام زهرا نیست
 
و دور خود به سیاهی کشیده دنیا را
 
 
 
تمام عقربه ها شعله ور ولی خاموش
 
کدام پنجره، میدهد آخر نوید فردا را
 
 
 
ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را به محضر نورانی حضرت مهدی عج وهمه ی دوست داران ان حضرت  تسلیت عرض میکنم
 
به امید اینکه شفاعت ایشان شامل حال همه ی ما باشد انشاالله
 
 
 

سکوت میکنم



آقا اجازه! اين دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان!

قصدم گلايه نيست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به اين نوشته بگوييد «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمين
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کوير
باران بيار و باز بباران از آسمان

- اهل بهشت يا که جهنم؟ خودت بگو!
- آقا اجازه! ما که نه در اين و نه در آن!

«يک پاي در جهنم و يک پاي در بهشت»
يا زير دستهاي نجيب تو در امان!

آقا اجازه!............................
.......................................!

باشد! صبور مي شوم اما تو لااقل
دستي براي من بده از دورها تکان...
 
آقا اجازه خسته ام از اينهمه فريب!

آقا اجازه! خسته ام از اين همه فريب،
از هاي و هوي مردم اين شهر نا نجيب.

آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،
ديوارهاي سنگي از کوچه بي نصيب.

آقا اجازه! باز به من طعنه مي زنند
عاشق نديده هاي پر از نفرت رقيب.

«شيرين»ي وجود مرا «تلخ» مي کنند
«فرهاد»هاي کينه پرست پر از فريب!

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمي شويم! بيا: ماجراي «سيب»!

باشد! سکوت مي کنم اما خودت ببين..!
آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب....

تعجیلش صلوات

چرا دوری ز تو تقدیر ما شد؟

چرا دوری ز تو تقدیر ما شد؟

 غم هجران گریبانگیر ماشد ؟

تو غایب نیستی،مهجور ماییم

  دریغا علتش تقصیر ما شد

           

مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند

  همه ی اهل جهان، جمله گرفتار شبند

چو بیایی غم و ظلمت برود از عالم

شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند

 

منبع

تو هم با کوفه همدستی مدینه

تو هم با کوفه همدستی مدینه

نمک خوردی ولی پستی مدینه

کسی بر بازوی زهرا(س) نمی زد

اگر دستم نمی بستی مدینه

 

شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد.

خودت گفتی که وعده در بهار است

خودت گفتی که وعده در بهار است

بهار آمد دلم در انتظار است

بهار هرکسی عید است و نوروز

بهار عاشقان دیدار یار است

 

اللهم عجل لولیک الفرج

این عید به نور فاطمیه زیباست

این عید به نور فاطمیه زیباست

روزی تمام سال من با زهرا(س)ست

با بردن نام فاطمه(س)فهمیدم

سالی که نکوست از بهارش پیداست

 

انشاءالله تقویم ۱۳۹۳ مزین به سالروز ظهور مهدی فاطمه گردد.

التماس دعا

امسال که سال مادر خوبیهاست

امسال که سال مادر خوبی هاست

رزق همه ی خلق به دست زهرا(س)ست

از سفره فاطمیه اش معلوم است

سالی که نکوست از بهارش پیداست

 

شهادت مظلومانه حضرت صدیقه طاهره(س) را به محضر حضرت ولی عصر(عج) و شیعیانش تسلیت عرض می نماییم

شنیده ام سخنی خوش که پیرکنعان گفت

 

شنیده ام سخنی خوش که پیرکنعان گفت

                فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر

               کنایتی است که از روزگار هجران گفت

فغان که آن مه نامهربان دشمن دوست

                بترک صحبت یاران خود چه آسان گفت

من و مقام رضا و بعد ازین و جور رقیب

               که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت

نشان یار سفر کرده از که پرسم باز

             که هرچه گفت برید صبا پریشان گفت

غم کهن به می سالخورده دفع کنید

             که تخم خوشدلی اینست، پیر دهقان گفت

گره به باد مزن گرچه بر مراد رود

             که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت

به عشوه ای که سپهرت دهد زراه مرو

           تورا که گفت که این زال ترک دستان گفت

مزن زچون و چرا دم که بنده ی مقبل

           قبول کرد به جان هرسخن که جانان گفت

که گفت حافظ از اندیشه ی تو آمد باز

          من این نگفته ام هرکس که گفت بهتان گفت

حافظ

منبع

آیه آیه ما تو را سوزانده ایم

آیه آیه ما تو را سوزانده ایم

بَه عجب،تفسیر قرآن خوانده ایم!

بیشتر از این به ما امید نیست

ما عقب افتاده و جامانده ایم!

***   ***   ***

عهدهامان گم شد از عهد ازل

بی خیالیمان شده ضرب المثل!

صبح ها گوییم خواب آلوده که

الامان،الغوث،ای خواب العجل!

***   ***   ***

گر صدا از ما شنیدی،بشنو و باور مکن

عاشق دل خسته دیدی،رد شو و باور مکن

ندبه ها را صف به صف دیدی به صبح جمعه ها

هان ببین دمّ خروس و بیش تو باور مکن!...

تبریک به صاحب الزمان باید گفت

امشب سخن از جان جهان باید گفت

توصیف رسول انس و جان باید گفت

در شام ولادت دو قطب عالم

تبریک به صاحب الزمان باید گفت

 

میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع) مبارک

 

منبع

زمان گذشت زمان ظهور دیگر شد

لب نگار که باشد رطب حرام بود
زمان واجبمان مستحب حرام بود

فقیه نیستم اما به تجربه دیدم
بدون عشق مناجات شب حرام بود

اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری
به من معالجه ی در مطب حرام بود

برآنکه دشمن اولاد توست نیست عجب
که نطفه اش نسب اندر نسب حرام بود

تو مرد ظرفشناسی و مهِر اولادت
عجم که هست برای عرب حرام بود 

تو را در کمال نوشتند یا رسول الله
بزرگ آل نوشتند یا رسول الله 


تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند
هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند

تورا به سمت زمین با نسیم آوردند
توآمدی و ملائک خوش آمدت گفتند

نشان دهنده ی معصومیِ قبیله توست
اگر که قّبه خضرا به گنبدت گفتند

تمام آل عبا«کُلنا محمّد» بود
توعین نوری و در رفت و آمدت گفتند

اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری
تورا محمّد و آل محمّدت گفتند

شب ولادتت ای یار می کنم خیرات
نثار مقدم خیر تو چهارده صلوات


برای خُلق تو باید کنند تحسینت
نشد مشاهده شصت و سه سال نفرینت

از آن طرف تو اگر نور آخرین هستی
نوشته اند از این سو تو را نخستینت

هزار و سیصد و هشتاد و چندمین سال است
شدیم کوچه نشینت، شدیم مسکینت

شدیم ریزه خور سفره های سیّدی ات
گدای سفره ی هر سال چهارده سینت

توآمدی که علی را فقط ببینی و بس
نداده اند به جز دیده ی خدا بینت

یتیم مکه ای اما بزرگ دنیایی
اگر چه خاک نشینی، همیشه بالایی


مرا اویس شدن در هوای تو کافی است
اگر چه باز ندیدم، دعای تو کافی است

همینکه بوی تو را در مدینه حس کردم
لبم رسید به خاک سرای تو کافی است

چه حاجتی به پسر داری ای بزرگ قریش
همینکه فاطمه داری برای تو کافی است

همینکه اوّل هر صبح پیش زهرایی
برای روشنی لحظه های تو کافی است

تو آن پیمبر دنباله داری و بعدت
اگر علی تو باشد به جای تو کافی است

قسم به اشهد ان لااله الا الله
تو آمدی که بگویی علی ولی الله


تو آمدی و ترحّم شدند دخترها
چقدر صاحب دختر شدند مادرها

تو آمدی و رعیّت شکوه عبد گرفت
بدین طریق چه آقا شدند نوکرها

خدای خوب به جای خدای چوب نشست
و با اذان تو بالا گرفت باورها

بگو: مدینه علمی، علی درآن است
بگو: که واجب عینی است حرمت درها

بریز شیره پیغمبری به کام حسین
که از حسین بیاید علی اکبرها

زمان گذشت زمان ظهور دیگر شد
حسین منی انا من حسین اکبر شد


هزار حضرت مریم کنیز مادر توست
تورا بس است همینکه بتول، دختر توست

به دختران فلان و فلان نیازی نیست
اگر خدیجه والامقام همسر توست

علی و فاطمه دو رحمت خداوندی
برای عالم دنیا و صبح محشر توست

به یک عروج تو جبرئیل از نفس افتاد
خبر نداشت که این تازه اوج یک پَر توست

به عرش رفتی و ماندی در آن تقّرب محض
خدا برابر تو یا علی برابر توست

تو با علی جریان ساز شیعه اید ، اما
شناسنامه ی شیعه به نام جعفر توست

همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست
که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست


***علی اکبر لطیفیان***

 

منبع

السلام علیکم یا انصار اباعبدالله الحسین علیه السلام

السلام علیکم یا انصار اباعبدالله الحسین علیه السلام

 

دل خسته‌م جا مونده از قافلة مسافرای حرم
عمریه که تو قفس دلتنگی‌ها اسیره بال و پرم

هر روز غروب میام، با کوله بار غصه و غم

تا دست لطفشو، بکشه آقا روی دلم

با دلی پر امید اومدم از نگاه لطف تو حاجت بگیرم

از کرامت چشمای تو تذکرة سرخ شهادت بگیرم

اونکه شیدای شهادت نیست بجز قلبی غرق آه نداره
هرکسی داره هراس از سردادن به کربلا راه نداره

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

--------------------------------

شما رفتید و سهمم از فراقتون خسته حالیه هنوز

توی خط مقدم معرکه ها جاتون خالیه هنوز

آروم نمی‌گرفت ، طوفان نگاتون به خدا

درس رشادته ، دلاوری‌هاتون به خدا

چه عاشقونه جون می‌دادید تا دل آقاتونو ماتم نگیره

لاله لاله پرپر می‌شدید تا باغ چشماش بغض شبنم نگیره

خدا اون روزو نیاره که با کوهِ غمها بمونه آقا
کربلائی ها نباشید و تو کوفه تنها بمونه آقا

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

عزت و سربلندی مون در گرو اطاعت از ولیه
آقایی که به روی دوشش علم ولایت علیه

در اهتزازه باز ، پرچمای خونرنگِ حسین

از لطف نهضتِ ، عاشورایی ماه خمین

ایشالا با اون دستایی که داره نشون از علمدار علقمه

پرچم و می‌ده رهبر آزادة ما دست عزیز فاطمه

تا نفس داریم تو سینه دم می‌گیریم خونی که در رگ ماست
هدیة ناقابل ما سینه زنها به سید الشهداست

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

--------------------------------

غروب جمعه محراب جمکرونت پناه اشکامونه

اشک چشمام برای تو عریضه غربتمو می‌خونه

آقا ببین کسی ، ندبه هامو باور نداره

اصلاً همه می‌گن ، شیعة تو یاور نداره

اما می‌دونم که یه روزی از این روزا با بیرق سرخ حسین

می‌رسی و با ذوالفقارت محشری بر پا می‌شه بین الحرمین

زمونه چشم انتظارِ لحظه‌های رجعت خون خداست
دل عالم در تب و تابِ طلوع خورشید کرب و بلاست

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

لينك همخواني همين سرود در محضر رهبر معظم انقلاب


منبع : سایت امام هشت
www.Emam8.com

شب جمعه، شب عشق است و صفا

این الطالب بدم المقتول بکربلا

شب جمعه، شب عشق است و صفا

شب رحمت،شب سوز است و دعا

یابن زهرا ،تو بیا تا برویم

سینه زن ها،سفری کرب و بلا

 

شاعر:محمدمهدی عبدالهی


منبع : سایت امام هشت
www.Emam8.com

آمدم جان عمو اشک فشان در بر تو

آمدم جان عمو اشک فشان در بر تو
تا کنم رفع عطش از دم جان پرور تو

مادرم کرده کفن پوش مرا جان عمو
خرمن زلف مرا شانه زده خواهر تو

پدرم نامه نوشته است که در کرببلا
جای او شهد شهادت خورم از ساغر تو

اذن جنگم بده ای یوسف زهرا که سرم
به سر نیزه شودچون سر سوداگر تو

اکبرت رفت از او فاطمه خواهد پرسید
که چه شد پور حسن همدم و همسنگر تو

شرح آن کوچه شنیدم که به زهرا چه گذشت
ای فدای رخ نیلی شده مادر تو

پدرم چشم براه است که بیند تن من
پاره پاره چو تن و فرق علی اکبر تو

مرهم دل من محرم آمد...

كمتر بر اين غريب بدون كفن بزن

اين ضربه ي دوازدهم را به من بزن

 

هر آنچه داشت رفت دگر جستجو نكن

اينقدر اين شهيد مرا زير و رو نكن

 

قبول كن كه شبيه حصير افتادي

قبول كن ته گودال گير افتادي

 

مخواه تا كه سر من به گريه بند شود

بگو چكار كنم از تنت بلند شود

 

بگو چه كار كنم آب را صدا نزني

بگو چه كار كنم تا كه دست و پا نزني

 

بگو چكار كنم از تو دست بردارند

براي پيكر تو يك لباس بگذارند

 

بگو چكار كنم بيش از اين تكان نخوري

بگو چكار مكنم از سنان،سنان نخوري

 

بگو چكار كنم من؟ بگو چكار كنم؟

كنار شمر بمانم و يا فرار كنم؟

 

ميان گريه ي من اين سنان چه ميخندد

دهان باز تو را نيزه دار ميبندد

 

آهاي شمر عبا را كسي ربود برو

بيا النگوي من را بگير و زود برو

 

براي غارت پيراهنت بميرم من

چرا لباس ندارد تنت بميرم من

 

قرار نبود بيفتي و من نگاه كنم

و يا كه گريه به كوپال ذوالجناح كنم

 

مگر نبود مسلمان كه اينچنين زده اند

بلند مرتبه شاهِ مرا زمين زده اند

 

التماس دعا برای همه ی خوبان