مهربانم

مهربانم


عالم از توست....


غریبانه چرا می گردی؟



:::اللهم عجل لولیک الفرج:::

یوسف گم گشته


یعقوب ترین چشم جهان قسمت ما باد


چـــون یوســـف گم گشته ما یوســـف زهـــراست


این جمعه هم گذشت ونیامدی

به نام خدایی که همین نزدیکیست

زوج یا فرد

عدد یا روز چه فرقی میکند

مهم این است جمعه که بیایی شما فردی

وما زوجیم

با همه ی تصویرهای گنگ پراز سایه های خاکستری!!

گذرتان اگر به زیر گذر تاریک لحظه هایمان بیفتد

شبانه آیینه ای غبار گرفته تقدیمتان میکنیم

وهیچ نداریم در گلو

جز بغضی نباریده!!!!!!!!!!!!!!!!

ترکهای حوالی خانه ی ما عمیق ات

رد پای شما راگم کرده ام

ولی التیام میدهد

عطر نفسهای شما

حجم تمام ترکها را

حتی لب حوض خشکیده ی خانه را

عاشق شدن ترس دارد

اجازه بدهید کمی

حتی اگر به نقطه ی انجماد رسیدیم

منـــــــــــــــــــــــــتــــــــــــــظــــــــــــــــــــــــــر

بمانـــــــــــــــیم

سلام. خوش آمدید

 

 

دل تو اولین روز بهار

دل تو اولین روز بهار

دل من آخرین جمعه ی سال

و چه دورند و چه نزدیک به هم

 یا صاحب الزمان(عج)

اللهم عجل لولیک الفرج

دلتنگی....

 

تمام خنده هایم را نذر کرده ام

تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

عطر دستهایت ، دلتنگی ام را به باد می سپارد . . .

 

"اللهم عجل لولیک الفرج"

از شنبه

ازشنبه درون خود تلمبارشدیم

                 تاآخرپنج شنبه تکرارشدیم

خیرسرمان منتظر دیداریم

              جمعه شد ولنگ ظهر بیدارشدیم

زوج یا فرد عدد یا روز

چه فرقی میکند

مهم این است

جمعه که بیایی شما فردی

وما زوجیم با همه تصویرهای گنگ

پر از سایه های خاکستری

گذرتان اگر به زیرگذر تاریک لحظه هایمان بیافتد

آئینه ای غبار گرفته تقدیمتان می کنیم وهیچ نداریم

در گلوجز بغضی نباریده

ترکهای حولی خانه ما عمیق است

رد پای شما را گم کرده ام

ولی التیام میدهد

عطر نفسهای شما تمام حجم ترکها را

حتی لب حوض خشکیده ی خانه را

عاشق شدن ترس دارد

اجازه بدهید کمی...

 حتی اگر به نقطه انجماد رسیدیم

منبع

دلتنگم....


دلم را گره زدم به پنجره فولاد
 
و

دگر تو دانی و اینهمه درد دل .....



ایام تسلیت.

اهل قبور

دل مرده ام قبول ...

ولی ای امیدمان ،

یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن....


::: اللهم عجل لولیک الفرج:::

تعجیلش صلوات

العجل

پس چرا دیر آقا !

ای نفسها به فدای کف نعلین شما،

اندکی تند قدم بردارید ...


:::اللهم عجل لولیک الفرج:::

تعجیلش صلوات

بدون هیچ حرفی...

یا صاحب الزمان! داستان یوسف را گفتن و شنیدن به بهانه‎ی توست .

شرمنده‎ایم .

می‎دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .

می‎دانیم کوتاهی‎ها، نادانی‎ها و سستی‎های ما، ستم‎هایی است که در حق تو کرده‎ایم .


یعقوب به پسران گفت: به جستجوی یوسف برخیزید،

و ما با روسیاهی و شرمندگی، آمده‎ایم تا از تو نشانی بگیریم .

به ما گفته‎اند اگر به جستجوی تو برخیزیم، نشانی از تو می‎یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .

اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را درنوردیم، در می‎نوردیم .

اگر بگویند برایی دیدار تو باید سر به کوه و صحرا گذاریم، می‎گذاریم .

ای یوسف زهرا !

خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند،

ما و خاندانمان نیز گرفتاریم،

روی پریشان ما را بنگر. چهره زردمان را ببین .

به ما ترحم کن که بیچاره‎ایم و مضطر

ای عزیزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .

نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهکار

از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن .
یابن الحسن !

برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی – هر چند اندک – آورده بودند،

سفارش‎نامه‎ای هم از یعقوب داشتند .

اما ...

ای آقا ! ای کریم ! ای سرور !

ما درماندگان، دستمان خالی و رویمان سیاه است .

آن کالای اندک را هم نداریم .

اما ... نه،

کالایی هر چند ناقابل و کم بها آورده‎ایم .

دل شکسته داریم

و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم .

ناامیدیم و به امید آمده‎ایم .

افسرده‎ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته‎ایم .

سفارش نامه‎ای هم داریم .

پهلوی شکسته مادر مظلومه‎ات زهرا را به شفاعت آورده‎ایم .

یا صاحب الزمان !

به یقین، تو از یوسف مهربانتری .

تو از یوسف بخشنده‎تری .

به فریادمان برس، درمانده‎ایم .

ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته‎ی یعقوب !

یعقوب‎وار، چه شبها و روزها که در فراق تو آرام و قرار نداریم .

در دوران پر درد هجران، اشک می‎ریزیم و می‎گوییم:

تا به کی حیران و سرگردان تو باشیم .

تا به کی رخ نادیده ترا وصف کنیم .

با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا کنیم .

سخت است بر ما، که از دوری تو، روز و شب اشک بریزیم .

سخت است بر ما، که مردم نادان‎تر واگذارند .

سخت است بر ما، که دوستان، یاد ترا کوچک شمارند .

یا بقّیةالله !

خسته‎ایم و افسرده،

نالانیم و پژمرده،

گریه امانمان را بریده است .

غم دوری، دیوانه‎مان کرده است .

اما نمی‎دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که می‎گوییم:

کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند .

تا من نیز در بی قراری، یاریش دهم

کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد؟

تا من او را در گریه یاری دهم


مولای من! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته‎اند .

و می‎دانیم پیراهن یوسف، یادگار ابراهیم، نزد توست .

و ای کاش نسیمی از کوی تو ،

بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .

و ای کاش پیکی، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد

تا نور دیدگانمان گردد .

ای کاش پیش از مردن، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم .

درازی دوران غیبت، فروغ از چشمانمان برده است

کی می‎شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد؟

شکست و سرافکندگی، خوار و بی مقدارمان کرده است .

کی می‎شود ترا ببینیم که پرچم پیروزی را برافراشته‎ای؟

و ببینیم طعم تلخ شکست و سرافکندگی را به دشمن چشانده‎ای .

کی می‎شود که ببینیم یاغیان و منکران حق را نابود کرده‎ای ؟

و ببینیم پشت سرکشان را شکسته‎ای .

کی می‎شود که ببینیم ریشه ستمگران را برکنده‎ای ؟

و اگر آن روز فرا رسد ...

و ما شاهد آن باشیم ،

شکرگزار و سپاسگو نجوا می‎کنیم:

الحمدلله رب العالمین .

کوريم و نديديم...

 
کوريم و نديديم خدايي هرگز 
يکبار نگفتيم کجايي، هرگز 
ما کار مهمتر از شما هم داريم 
حق داری اگر جمعه نيايي هرگز
 
در تيررس چشم سياهت باشيم 
در دسترس تير نگاهت باشيم 
ما آمده بوديم که کاري بکنيم 
گفتند فقط چشم به راهت باشيم
ياران وفادار به ظاهر داري 
گريه کن حرفه اي و ماهر داري 
دلخوش نشو با دعاي عهد اين قوم 
تو قصه کوفه را به خاطر داري!؟

سر بر سر سجده‌ هايمان مي‌ ساييم
ما دل که نداديم چه را مي‌ پاييم
فعلن دعاي تعجيل فرج مي‌ خوانيم
ما بعد دعا به ياريت مي‌ آييم
یه اسم توقع انتظاره آقا 
اسم ديگشم قرار مداره آقا 
اين جمعه اگه نيومدي بهتر شد 
دوريه که دوستي مياره آقا!
 
ما اين طرف و به آن طرف دل بستيم 
سرخيم ولي به آبيان پيوستيم 
چون ليگ به روزهاي حساس رسيد 
اين هفته نيا هفته ي بعدي هستيم
از نقطه ي کور این جهان می آییم
با فتنه ي آخرالزمان می آییم
این جمعه بیا حوصله مان سر رفته
آقا تو نیایی خودمان می آییم
 
امروز نشد! به فکر فردا باشیم
در فکر همان روز مبادا باشیم
هر هفته همیشه جمعه‌ ها تعطیلیم
یکشنبه دوشنبه‌ ای بیا تا باشیم
 
دل.ن: دوستان توی این شب ها التماس دعا! برای همه... من گناهکار رو هم فراموش نکنید!

العجل مولا

نمی دانم
به چشم های قرمزت نگاه کنم
            یا قرآنی که محکم در بغل گرفته ای؟!
                                    به جنازه ی پدرت
                                       یا روسری پاره پاره ات...
مادرت مانده است
               چشم به تو بدوزد
               یا به خانه ی در حال سوختنش...
پدر...آه...
      دیگر پدری نمانده است
                  در این قتلگاه آدمیت
باران های موسمی
          این بار گلوله با خود آوردند
                      و سیل خون براه انداختند
گریه کن خواهرم!
گریه کن!
مانند خواهرانت در بحرین
         مانند مادران داغدار غزه
                        یا دختران بوسنی
 امّا آرام گریه کن
                    مانند کودکان قطیف
                        این ها رسم شان زنده به گور کردن است
چه فرقی می کند؟
        نتانیاهو باشد یا آل سعود؟
                 آل خلیفه باشد یا تین سین؟
                       کلینتون باشد یا بریتانیا...
شما حق اعتراض ندارید!
این ها جایزه ی صلح نوبل را
            در پرونده ی قطور جنایاتشان دارند
شما تنها حق دارید
          فردا که می آید
                        فریاد بزنید:
                               " بأی ذنبٍ قتلت؟ "
شعر از: سعید تاج محمدی

برادران و خواهران مسلمانم:


نمیدانم فریادم را به چشمان چه کسی بدوزم!

قطعا هیچکس اعتنایی نخواهد کرد...

تنها میتوانم، بی صدا

با بغض...

دستانم را رو به آسمان بگیرم و بگویم:

:::اللهم عجل لولیک الفرج:::
:::اللهم عجل لولیک الفرج:::
:::اللهم عجل لولیک الفرج:::

خدای بخشنده و مهربان من...

روی پـــــرده کعــبه
 
این آیه حک شده اســت:


نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ

و مـــن . . .

هنــــوز و تا همیشــه

به همین یک آیــه دلخــوشــــم:

" بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم ! "

خوش روزگاری میرسد

آمدنش قطعی است.

و همین برای شادی کافی است...

هدیه میلادش صلوات


جز تو کسی نیامده آقا،  سر قرار

جز تو کسی نیامده آقا،  سر قرار

انگار بی تو نیست کسی، غرق انتظار

این جمعه هم گذشت و تو مثل همیشه باز

در انتظار خویش نشستی به انتظار

                                                              برگرفته از وبلاگ جملات زیبای گیله مرد                                             

نیلوفرانه

قلمم رنگ مرداب گرفته ،

چرا پناه شعرهایم نمیشوی ؟

تا شکوفه های واژه ام نیلوفرانه قامتت را گُل بگیرند ...


اولین نوشته ام تقدیم به همیشه خوبم امام زمان (عج)

هلال ماه رجب

اینَ الرَجَبیون؟



اصلا فهمیدی که رسید؟!

                           یا که خواب بودی؟

                                               در قرقگاه خدا هستیم، حواست هست؟   

یـــا فاطمه

مادر دو بخش دارد

ما و در

و ما هر چه می کشیم ازین بخش دوم است ...

یاس را

در کوچه چیدند ؛

طوبا و رازقی ، در خانه خشکید .

«بنی هاشم اعضای یکدیگرند...»

هوای گرفته

چه بادی وزید از ته کوچه ها

که شهر مدینه هوایش گرفت؟


:::اللهم عجل لولیک الفرج:::

نازنین

از وقتی که رفته ایی ما و فونت تمام نوشته هایمان بی نازنین شده ایم .

 برگرد نازنین ...

جملات زیبا گیله مرد

 اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

منبع

تا نیایی...

شاید آنروز که سهراب نوشت: "تا شقایق هست زندگی باید کرد"

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینجور نوشت :

هر گلی هم باشی

چه شقایق، چه گل پیچک و یاس

تا نیاید آقا

زندگی دشوار است.

آجرک ا... یا یا صاحب الزمان(عج)

آجرک ا... یا یا صاحب الزمان(عج):

با دلی شکسته و دیده ای گریان در میان دسته های عزاداری به دنبال نشانه های بزرگ مردی می گردم که بیش از هزار سال است هر هفته عاشقانش (به ظاهر) منتظر او هستند و می گویند:

شاید این جمعه بیاید شاید

تو می آیی

عصر یک جمعه دلگیر،

دلم گفت بگویم؛

بنویسم ،

که چرا عشق به انسان نرسیدست،

چرا آب به گلدان نرسیدست

و هنوزم که هنوز است

غم عشق به پایان نرسیدست، بگو؛

حافظ دل خسته ز شیراز بیاید،

بنویسد که هنوزم که هنوز است، چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیدست

و چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست،

عصر این جمعه محزون و دلگیر،

وجود تو کنار هر بیدل آشفته شود حس،

تو کجایی، ماه من،

                                 

                            ای گل نرگس ؟؟؟

باز جمعه ای دیگر آمد و چشم به راه آمدنت شدیم تا بیایی.....

باشگاه جوانی برنا/باز جمعه ای دیگر آمد و چشم به راه آمدنت شدیم تا بیایی،بیایی تا دلمان آرام گیرد در سایه ات.

اما این جمعه هم مثل جمعه‌های دیگر می‌آید و می‌رود اما خبر آمدنت را نمی شنویم گویا.

سه شنبه‌های هر هفته با شوق و اشتیاق به جمکران می آییم تا دعا کنیم این جمعه بیایی اما باز هم غروب جمعه، دلمان می گیرد و اشک در چشمانمان حلقه می‌زند و از دوریت گونه هایمان خیس می شود.

همیشه در آخر همه صلوات هایمان،برای ظهورت دعا می کنیم اما این بار قبل از هر چیزی برای حضورت دعا می کنیم تا بذر عشقت را در قلبمان بکاری و نهال دوستی با تو در قلب‌مان ریشه بدواند تا روزی که بیایی. روزی که بدی ها را با چشمه زلال مهرت بشویی...

فیلم مربوط به این خبر را اینجا مشاهده کنید.

http://leader-khamenei.com/images/stories/download..l-k.ir.gifدانلود فیلم / 18 مگابایت

http://leader-khamenei.com/images/stories/download..l-k.ir.gifدانلود کلیپ دیگر با صدای استاد پناهیان / 4 مگابایت

http://leader-khamenei.com/images/stories/download..l-k.ir.gifدانلود کلیپ : یا ابا صالح ای همه هستی من / 10 مگابایت


 

هر کجا هستی حجه ابن الحسن التماس دعا...

جوانی ام به سر آمد، در فراق گذشت...

عمرم در انتظار به سررسید...

کاسه ی صبرم زداغ هجر لبریز گشت...

به هر کجا که نظر کردم بودی و نبودی، نشان از تو دیدم و نشانه ات گرفتم.

نشان از تو نیافتم و بهانه ات گرفتم...

از هر کجا که گذشتم، عطرت بر مشام جان می رسید، اما دیده خجالت می کشید...

به هر مکان که رفتم، بهانه اش تو بودی، مقصودش...

غصه ام طولانی گشته و دردم بی درمان،دیدگانم کم سو، دلم بی تاب و جگرم سوخته...

کامم عطشان است و زبانم الکن، دستم بی جان است و قدم هایم لرزان، چرا که بی سروسامانم...

شب هجرانت مگر سحر ندارد؟ ساحل دریای غم دوریت کجاست؟

آخر تا به کی امروز و فردا می کنی؟

تشنه ی یک لحظه دیدار توام،بیمار توام،گرفتار،آری گرفتار توام،با وجود این همه رسواییم...

آسمان دیده ها بارانی است،بحر دل طوفانی است...

جانم بر لب آمد،اگر چه نمی بینمت،اما دلم خوش است که به من نظر داری...

آری ای دلبر بی نشان! هر شب چهار شنبه مرغ دلم راهی مسجد سهله می شود،راهی جمکران تو، چه زیان

تورا که من هم برسم به آرزویی؟

صحن دلم بوی تو را دارد،بیا!

بیا که تبغ در چشمم نشسته،بغض سد نفسم گشته،روحم سرد شده،بیا که لحظه ای این دل قرار ندارد،چرا که یار

ندارد...

دلم را بر سر راهت می گذارم،آری به تو می سپارمش،برایت سفره ی دل می گشایم.دل است و شوق دیدنت،لب

است و حسرت بوسیدن خاک پایت،چشم است و آرزوی دیدن خال سیاهت،گوش است و امید به شنیدن صدای

دلنشینت،دست من است و دامان پر فیضت...آری! می خواهم ببینمت....!

ای شمس و فلق،ضحی می خواهم ببینمت

                           الرحمن و هل اتی می خواهم ببینمت

ای کعبه زمزم و عرفات و غدیر و طور

                            ای مروه،صفا،منی می خواهم ببینمت

رکن الانام و صالح و موعود و منتظر

                             ای محبوب کبریا می خواهم ببینمت

ای منتقم به یاس کبود،ای آشنای غم

                              ای فرزند مرتضی می خواهم ببینمت

معنای غربت و عطش و صبر و عشق و آه

                              ای سردار کربلا می خواهم ببینمت

دستان آسمان و زمین بر دعا بلند

                               ای مقصود هر دعا می خواهم ببینمت

ای غایب از نظر که چو خورشید پشت ابر

                                پنهانی ز دیده ها می خواهم ببینمت

جان بر لب آمد و همه صبرم ز دست رفت

                                یا مهدی دگر بیا می خواهم ببینمت

سلامت می کنم، ای آینه ی تمام نمای صفات خدا، ای رهنمای راه ز بیراه، راهی که ابتدای مصیرش لله و انتهایش الیه راجعون است.

سلامت می کنم ،ای معنی شکر و نماز ،مفهوم راز و نیاز،سلامت می کنم درلحظه لحظه ی عمر، در گوشه گوشه ی عالم ،با تمام وجود ،با تمام بود و نبود.

سلام من به تو ،به آن زمان که می آیی، در آن هنگام که درنمازی، در رکوع و سجودی، در آن زمان که خدایت را ستایش می کنی و استغفار از او سلامت می کنم.

سلامت می کنم، ای آرزوی تمام خلائق، ای امید آخرین حقایق، ای یاس و لاله و نرگس، ای منتهای عشق، آشنای آسمان غریبه با زمین، سلامت می کنم...

سلامت می کنم، ای مقتدای نور و سپیدی، سلامت می کنم از اعماق دل، ای نگین خاتم قدر و کوثر و فجر،ای در گران بهای صدف های ابراهیم و محمد، کجایی؟

ای درو کننده ی شاخه های غفلت و هواپرستی ،ای دعوت کننده به یکتا پرستی، کجایی؟ ای کاش می دانستم کجایی...

هر کجا هستی حجه ابن الحسن التماس دعا...

منبع

این جمعه هم غروب شد نیامدی آقا

این جمعه هم غروب شد.....

                                                نیامدی آقا........

بازم غروب جمعه شد ، دلم چه بارانیست
کجایی مهدی فاطمه،که جای توخالیست
اگرچه گذشت این جمعه هم بی تو،لیکن
در انتظار ظــهور تو سراسرم طوفانیست

منبع

خدایا دستانم را بگیر و بلندم کن

خدایا دستانم را بگیر و بلندم کن از زمینی که انتظارش مرا غرق می کند

خداوندا کمکم کن که با چشمانی باز از تنها پل دورانم رد شوم

خدایا دستانم به سوی توست و این تویی و مهربانی ات و تصمیمی که برای من میگیری

منتظرم منتظرت منتظر تصمیم تو

میدانم که تلاشهایم را بی پاسخ نخواهی گذاشت

خدای خوبم من منتظرت می مانم...

 

منبع

روزی او می آید ...



روزی او می آید ...

بلاخره روزی خواهد آمدکه وارث زمین پرچم هدایت را در جهان بر افراشد.

روزی خواهد آمد که فرمانروای سپاه عدل و عدالت در جهان حکمفرمایی کند .

روزی خواهد آمد که منتقم خون انبیاء و اوصیاء به پا خیزد.

روزی خواهد آمد که صدر نشین عالم وجود حکومتش را ظاهر کند.

روزی خواهد آمد که دعای مضطران و مستضعفان بر آورده خواهد شد.

روزی خواهد آمد که دین و آیین دوباره زنده خواهد شد.

و روزی که جهان دوباره متولد شود .

تولدی دوباره....

منبع

ای آخرین سرود خدا در بهار عشق

چشم به جاده دوختن شد پیشه ام


ای آخرین سرود خدا در بهار عشق
ای بهترین امید بقا رازدار عشق


ای خوش ترین ترانه ی من، ای نگار عشق
چشم امید جمله ی جهان، ای نگار عشق



ای برترین نشانه ی خلقت ز کار عشق
باز آ تو ای امید دل بی قرار عشق



روشن نما به طلعت خود روزگار عشق
باز آ که نیست جز تو در این عصر یار عشق


صدای زمزمه های حضور را در میان بغض های هر شبم می شنوم.
ولی تمام جعه های خوب من تهی ز آمدنت.
غروب شد،سحر برفت، سکوت آمد و برفت و نم نم سپید اشک روی گونه ام روان،آمد و برفت،
تو باز هم نیامدی .




خسته ام!
ز بهر سالهای بی امان سالهای سبز انتظار وخسته از ستم، از گناه های شیعیان وباز هم...
و جمعه جمعه ندبه ام و ندبه ندبه اشک و آه و باز هم ...و بازهم...و باز هم نیامدی.



بیا و با دوباره بودنت تمام کاش های کاش من تمام کن .
بیا و باز هم بپاش رنگ عشق.
رنگ آبی حقیقتی را به روی ای کاش های کاش من.
دلم بسی گرفته است...
بهر سال های با تو
بودن ونبودنت،
از تو خواندن وندیدنت، از تو گفتن و... .


خواندنی ترین سروده ی من تا ابد به یاد ماندنی.
سخت و مبهمی انتهای انتها.
در جواب وحل تو وامانده ام. هر کجا می روم هرچه می روم باز هم حضور می باید و ظهور.
بوی عطر سبز پیرهنت عطر خوب آمدنت حسرت دل های بی قرارمان شده است.

امید روح خفته ام
بیا و روشنی بده به قلب های بی قرار
به بغض های بی امان
به انتظار و انتظار و انتظار.



من، همین جا می نشینم تا بیاید
یا که بنوازد به پیغامی دلم را یا بیاید


باز خواهم گفت:شرح سال های بی کسی را
با زبان دیگری روزی که آن آقا بیاید


ای شب طولانی شب پرستان
باش تا خورشید صبح دولتش بالا بیاید


روی زخم خون چکان شیعه مرهم می گذارد
وقتی که آن خونخواه مظلومان عاشورا بیاید


ذو الفقار حیدری بر کف، سوار مرکب است
یا علی گویان برای فتح خیبر ها بیاید


می رباید ساز دل،آن لحظه های انتظارش
کاش فردا، همین فردا، همین فردا بیاید