بشارت

اي دل بشارت مي دهم خوش روزگاري مي رسد
يا درد و غم طي مي شود، يا شهرياري مي رسد
گر کارگردان جهان، باشد خداي مهربان
اين کشتي طوفان زده هم بر کناري مي رسد
انديشه از سرما مکن سر می شود دورانِ وي
شب را سحر باشد ز پي، آخر بهاري مي رسد
اي منتظر! غمگين مشو قدري تحمّل بيشتر
گردي بپا شد در افق، گوئي سواري مي رسد
يار همايون منظرم آخر در آيد از درم
اميد خوش مي پرورم زين نخل باري مي رسد
کي بوده است و کي شود ملک غزل بي حکمران
هر دوره آن را خواجه اي يا شهرياري مي رسد
«مفتون» منال از يار خود گر با تو گاهي تلخ شد
کز گل بدان لطف و صفا گه نيش خاري مي رسد
شاعر: مفتون امینی

اینک که شده
ولادتت ای جانا
به دنيا جلوه نور بنما یا مهدی

میلادت مبارک گل نرگس
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 17:3 توسط سایه
كشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد